1- دیروز بالاخره به سینما مطبوعات سر زدم. از در سینما كه رفتم تو احساس كردم وارد جشنواره غذا شدم. تمام گوشه كنارهای سالن انتظار آب میوه، ماست میوهای، ساندویچ و چه میدانم از این چیزها میدادند. فارابی هم همچنان از آن كیكهای دو رنگ میده.
خیلی آدمها هستند كه فقط سالی یكبار تو سینما مطبوعات میبینمشان و از دیدنشان خوشحال میشوم. البته دیدن بعضیها هم چندان چنگی به دل نمیزند و ترجیح میدم همین سالی یكبار هم نبینمشان. خب مسلما آنها هم حس مشتركی دارند!
اما كافیشاپ سينما مطبوعات هنوز هم خوبه با همه دودهای سيگارش.
2- مرجان همیشه به من میگه كه فقط به جلوت نگاه كن. كاری نداشته باش كه چپ و راستت چی میگذره. روی كارت تمركز كن و اهمیت نده كه دیگران پشت سرت چی میگن یا دربارهات چی فكر میكنند. مرجان میگه هنوز خیلی مونده كه خیلیها اهمیت و جایگاه سینمای مستند و فیلم كوتاه را تو جهان بفهمند.
گاهی كه از برخوردهای عجیب و غریب دیگران دلگیر میشم به مرجان غر میزنم كه بابا تو این مملكت كی میفهمه ما داریم چی كار میكنیم؟ مردم چه میفهمند رسانه تخصصی چیه؟ هنوز همه (حتی آنهایی كه ادعای روشنفكری دارن) تو یك سایت سینمایی دنبال عكس مهناز افشار و رضا گلزار میگردن آن وقت ما خبر مینویسیم «جشنواره ایروان 5000 یورو كمك هزینه تولید مشترك میده» بابا بیخیال!
این جماعتی كه من میبینم هنوز تو دهه 40 و چاقو و قدارهی آقاشون كیمیایی ماندن!
عجیبه كه هر وقت به اینجا میرسم یك اتفاقی میافته كه بهم میفهماند همانطور كه مرجان میگه نباید به دور و برم نگاه كنم. امروز دیدم سایت جشنواره جدید مستند (ائتلاف منتقد اسکار) تو صفحه بازتاب رسانهایش به SHORT FILM NEWS لینك داده. آن هم بعد از نشریههای معتبری مثل «ورایتی» و «ایندیوایر» و در كنار مهمترین رسانههای دنیا!
آن طرف دنیا كسانی كه در یك جشنواره معتبر مستند كار میكنند اهمیت SHORT FILM NEWS را به عنوان نخستین و تنها رسانه و پایگاه خبری سینمای مستند و فیلم كوتاه ایران و البته آسیا میفهمند. اما ما هنوز باید اینور به آدمها توضیح بدیم كه اصلا سینمای مستند و فیلم كوتاه چیه و ما داریم چی كار میكنیم؟!!!
3- بهانهی ترانهی سادهی عاشقونمی، برای زنده بودنم، تو بهترین بهانمی. تو مثه یه روز قشنگ آفتابی، آمدی به آسمون قلبم بتابی…