|
|
|
|
● لينکدونی |
|
|
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● وبلاگها
|
|
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● لينکهای ورودی |
|
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● آمار بازديدکنندگان |
|
امروز: ۸۳
بازديد
ديروز: ۴۳۸ بازديد
اين ماه: ۵۲۱۷ بازديد
از ابتدا: ۳۶۱۲۸۷ بازديد |
|
Powered by |
|
|
|
|
|
|
|
۱۵ شهريور ۱۳۸۸
. |
|
|
|
.
|
|
|
ای خدا در این روز مرا بر موافقت نیکان عالم موفق بدار و از رفاقت اشرار جهان دور گردان...
- بخشی از دعای روز شانزدهم ماه رمضان |
|
|
ساعت ۱۴:۲۶
لينک |
|
|
|
۰۵ شهريور ۱۳۸۸
. |
|
|
امانتداری و اخلاقمداری به سبک ایرانی! |
.
|
|
|
دوست ندارم که تو این وبلاگ هم درباره سینمای مستند و فیلم کوتاه بنویسم چون به اندازه کافی در «پایگاه خبری فیلم کوتاه» شبانهروز درگیر این سینما هستم؛ اما گاهی حرفهایی هست که نمیشود در خود پایگاه و یا یک رسانهی رسمی دیگر نوشت و فقط میماند این وبلاگ! در این پنج سال که «پایگاه خبری فیلم کوتاه» فعال است همیشه سعی کردیم به خودمان و حقوق همکاران مطبوعاتیمان احترام بگذاریم. اما از همان روزهای اول تا به حال هزارانبار اخبار پایگاه را در رسانههای آنلاین و مکتوب مختلف دیدیم که بدون ذکر منبع منتشر شدند. آن اوایل وقتی روزنامههایی را ورق میزدیم که اخبار پایگاه را بینام و نشان چاپ کردهاند آزرده میشدیم. گاهی با همکاران خوب مطبوعاتی تماس میگرفتیم و خواهش میکردیم به حقوقمان احترام بگذارند اما دقیقا در سال سوم فعالیت پایگاه به این نتیجه رسیدیم که ناراحتی و تماس با دوستان مطبوعاتی بیفایده است! از دو سال پیش بود که لااقل من دیگر هیچ رسانهی مکتوبی را نخریدم، مگر در مواردی که مطلبی از خودم یا مرجان ریاحی در آن چاپ شده بود. در این دو سال خیلی چیزها در من و ما تغییر کرد. تصمیم گرفتیم لبخند بزنیم به اطرافمان و تمرکز کنیم روی راهی که در جلو داریم. به همین دلیل رها کردیم گله و گوشزد به دوستان مطبوعاتی را. اما پنج روز پیش که خبر حضور بیست فیلم ایرانی در جشنواره «چشم سوم» هند را منتشر کردیم؛ اتفاقات بامزهای افتاد که فکر کردم بد نیست اینجا بنویسم. «پایگاه خبری فیلم کوتاه» اسپانسر خبری و معرف جشنواره «چشم سوم» در ایران است. امسال با حمایت خبری پایگاه فیلمهای زیادی به این جشنواره رسید و در نهایت بیست فیلم برای حضور در بخش مسابقه فیلمهای کوتاه انتخاب شدند. معمولا زمانی که ما اخبار حضور فیلمهای ایرانی در جشنوارههای جهانی را منتشر میکنیم خبرگزاریهای دیگر چند ساعتی پس از ما آن اخبار را به نقل از سایت جشنوارهها و نه پایگاه منتشر میکنند. اما در مورد جشنواره «چشم سوم» دو نکته وجود دارد. اولا سایت جشنواره با سرورهای ایرانی بالا نمیآید و دوما اسامی فیلمهای منتخب در سایت جشنواره اعلام نشده که بتواند منبع خبرگزاریها باشد! این خبر از طرف دبیر جشنواره به پایگاه به عنوان اسپانسر خبری جشنواره ایمیل شده است. باتوجه به این موارد این خبر صرفا متعلق به «پایگاه خبری فیلم کوتاه» است و نه هیچ رسانهی دیگری. پس از انتشار این خبر، خبرگزاری فارس آن را به نقل از پایگاه منتشر کرده است. (خبرگزاری فارس تنها خبرگزاری است که اخبار پایگاه را با ذکر منبع منتشر میکند و ما خوشحالیم که لااقل در یک خبرگزاری ایرانی دوستانی وجود دارند که به حقوق همکارانشان احترام بگذارند.) پس از خبرگزاری فارس، دوستان خبرگزاری مهر این خبر را بدون منبع در بخش انگلیسیشان منتشر کردند. اتفاق جالب این است که پس از خبرگزاری مهر، سایت «پرس تیوی» این خبر را به نقل از خبرگزاری مهر منتشر کرده در حالی که دوستان این رسانه نیز کاملا با پایگاه آشنا هستند و پیش از این نیز بارها اخبار پایگاه را بدون منبع ذکر کردهاند و تصور ما این بود که امکان ذکر منبع را ندارند. حالا من واقعا دو سوال دارم اول اینکه چه تفاوتی میان نام «پایگاه خبری فیلم کوتاه» و خبرگزاری مهر وجود داشته که «پرس تیوی» باوجود آگاهی از منبع اصلی خبر نام مهر را ذکر کرده؟ و خبرگزاری مهر چرا زیر تمام اخبارش مینویسد: «امانت داری و اخلاق مداری؛ استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع "خبرگزاری مهر" مجاز است.»؟؟؟ |
|
|
ساعت ۱۶:۴۹
لينک |
|
|
|
۰۱ شهريور ۱۳۸۸
. |
|
|
همهی ما خانوادهی مستندیم! |
.
|
|
|
چند روزی است که از انتشار نامه مستندسازان در تحریم جشنواره «سینما حقیقت» میگذرد. در این چند روز بارها خواستم مطلبی در مورد همهی اتفاقات این قضیه بنویسم اما در وضعیت فعلی میدانستم که به یقین گفتههایم معکوس تعبیر خواهد شد. از میان 136 نفری که این نامه را امضا کردهاند حدود 90 نفر را به سلاموعلیک میشناسم و باقی را دورادور. بسیاری از امضاکنندگان این نامه دوستانم هستند یا مستندسازانی که واقعا برای سینمایشان احترام قائلم. یکی از این دوستان رضا بهرامینژاد عزیز است که با مستند آقایان پرندهاش زندگی کردهام و همیشه به هوشش در مستندسازی و البته تدوین احترام گذاشتهام. رضا بهرامینژاد امروز در وبلاگش یادداشتی با عنوان «خانواده ماییم» در واکنش به اظهارات فرید فرخنده کیش مشاورمدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نوشته است. در بخشی از این یادداشت آمده: «این روزها دوباره حرف از خانواده سینمای مستند شده و این که چرا ما با بیانیهمان، حرفهای داخل خانه را به بیرون از آن بردهایم. راستش حالا باید پرسید کدام خانواده؟ آیا این صد و چهل معترض (که راهی جز اعتراضی این چنینی برایشان نمانده) همان خانواده مورد نظرند یا همکارانی که از بالا (حتی با قصد خیر) برای ما خانه و خانواده را معنی میکنند؟» روحیهی حقطلبی و حقیقتجویی مستندسازان را دوست دارم. اصلا همین روحیه ویژگی مستندسازی است. اما احساس میکنم مستندسازان عزیز ما باید گاهی مواظب غلبهی روحیه حقطلبیشان به حقیقتجویی باشند. اصلا نمیخواهم در مورد نامهی اعتراضی مستندسازان یا اظهارات مشاورمدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درباره جشنواره «سینما حقیقت» نظری بدهم چون به نظرم نوشتن در موردش احتیاج به گذر زمان دارد. اما در مورد «خانوادهی مستند» چون به تعبیر رضا بهرامینژاد عزیز آن بالا نیستم و به واسطه حضور پنجسالهام در «پایگاه خبری فیلم کوتاه» مستقیما با سینمای مستند و فیلم کوتاه در ارتباطم؛ فکر میکنم آنقدر حق دارم که از این پائین بگویم به نظرم من هم مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که بانی جشنواره «سینما حقیقت» هم هست، جزو خانوادهی سینمای مستند ایران است. بسیاری از فیلمسازان عرصه سینمای مستند و کوتاه میدانند که لااقل در دو سال گذشته هیچ رابطهی مادی و معنوی میان «پایگاه خبری فیلم کوتاه» و مرکز گسترش وجود نداشته است. ضمن اینکه برخی از دوستان و کارکنان این مرکز نیز طی این دو سال از تمام توانشان برای ضربه زدن به «پایگاه خبری فیلم کوتاه» استفاده کردهاند. در تمام این دو سال با وجود اینکه از خیلی اتفاقات پشت پرده باخبر بودیم و خیلی راحت میتوانستیم جواب دوستانی را که دو سال برای نبودنمان تلاش میکردند را بدهیم، ترجیح دادیم به خاطر حفظ منافع سینمای مستند، سینمایی که عاشقانه دوستش داریم، سکوت کنیم. اما این سکوت طولانی باعث نمیشود که لااقل امروز اینجا ننویسم که نقش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در سینمای مستند را نباید و نمیشود نادیده گرفت. مثل رابطهی مرکز گسترش با مستندسازان ما مثل پدر و فرزند است. پدری که سالها خرج و مخارج زندگی فرزندانش را میدهد تا رشد کنند و بزرگ شوند اما وقتی بزرگ میشوند شکاف بین نسلها و عقاید متفاوت از هم دورشان میکند. آنها از هم دور میشوند در حالی که هیچ کدام مقصر نیستند. اما با این وجود نمیتوانند یکدیگر را انکار کنند. چون حتی اگر ارتباط دلیشان با هم قطع شود باز هم همیشه شناسنامهای در کشوی میزشان هست که اگر به صفحه اولش نگاهی بیندازند یادشان میآورد که با هم خانوادهاند. این شناسنامه در مورد مستندسازان ما تیتراژ فیلمهایی است که نام «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» را به عنوان تهیهکننده دارد. نامی که اتفاقا در تیتراژ لااقل برخی از مستندهای اکثر تحریمکنندگان جشنواره «سینما حقیقت» وجود دارد.
مرتبط :
رضا درستکار: نامه مستندسازان سیاسی نیست
ناصر صفاریان: یک اعتراض محترمانه
محمود رحمانی: نامه اخير به معنای اعتراض به مديران مركز گسترش نيست
محمد آفريده: جشنواره «سينما حقيقت» در واقع خانه مستندسازان است |
|
نظر(۰) |
ساعت ۱۷:۱۸
لينک |
|
|
|
۲۷ مرداد ۱۳۸۸
. |
|
|
«رونوشت برابر اصل» کیارستمی توقیف شد |
.
|
|
|
هر گونه نمایش رونوشت برابر اصل نخستین ساخته انگلیسیزبان عباس کیارستمی که به تازگی فیلمبرداریاش در منطقه توسکانی ایتالیا به پایان رسیده، در ایران ممنوع اعلام شد. هالیوود ریپورتر اعلام کرد تازهترین ساخته کیارستمی به دلیل عدم دارا بودن پروانه نمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ایران توقیف است. جمال شورجه در اینباره به «پرستیوی» گفت: این فیلم در ایران نمایش داده نخواهد شد چون پروانه نمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را ندارد و علاوه بر این تهیهکننده آن غیرایرانی است. وی همچنین اعلام کرد هرگونه نمایش خصوصی و پخش DVD این فیلم نیز در ایران غیرقانونی است. در این فیلم ژولیت بینوش بازی میکند که در سال 2008 نیز در فیلم شیرین با کیارستمی همکاری داشته است. ویلیام شیمل بازیگر انگلیسی و خواننده اپرا دیگر بازیگر این فیلم است. رونوشت برابر اصل داستان نویسندهای انگلیسی است که برای شرکت در کنفرانس رابطه میان نسخه اصل و کپی در جهان هنر به ایتالیا سفر میکند و در آنجا با یک گالریدار فرانسوی آشنا میشود. زن تظاهر میکند مرد همسر هميشه غايب اوست و مرد هم در اين بازی شريک میشود. این فیلم دومین همکاری کیارستمی با مارین کارمیتز تهیهکننده است. آنها 10 سال پیش در فیلم باد ما را خواهد برد نیز با یکدیگر همکاری کرده بودند. علاوه بر MK2، بیبی فیلمز و دو شبکه فرانسوی پلاس و CNC از آخرین ساخته کیارستمی حمایت خواهند کرد. نخستین نمایش جهانی آخرین ساخته کیارستمی در جشنواره کن 2010 خواهد بود.
|
|
|
ساعت ۱۹:۰۳
لينک |
|
|
|
۲۳ مرداد ۱۳۸۸
. |
|
|
من با شما شوخی ندارم آقای نوابصفوی! |
.
|
|
|
ماجرای شکایت حسام نواب صفوی از کمال طباطبایی (تهیهکننده) چند روزی است که در رسانههای مختلف منتشر شده است. حالا امروز نواب صفوی در یادداشتی از این اقدام خودش دفاع کرده است. باراول که خبر این شکایت را خواندم به خودم گفتم «امروز که اول آوریل نیست این چه دروغ مزخرفیه! یعنی نوابصفوی اینقدر بیکاره که واسه یک کلمه در فیلمی که دو سال پیش اکران شده و رفته پی کارش؛ حالا شکایت کرده؟!» کاری به سینمای هالیوود ندارم که هر روز هزاران هزار شوخی به مراتب بدتر (اگر این شوخی احتمالا بد به حساب بیاید.) از این با بازیگرها میشود و تَهش فقط یک لبخند است. اما اگر یک نیمنگاهی به سینمای به قول ما سخیف بالیوود هم بندازیم هزاران شوخی اینچنینی پیدا میکنیم که هیچ کدام هم به شکایت و دادگاهکشی نرسیده است. نمونهی خیلی مشهورش شوخیهای کلامی «سلمانخان» در فیلمهای مختلف با «آیشواریا رای» پس از پایان رابطهشان است. اما ظاهرا قضیه برای آقای نوابصفوی خیلی خیلی هم جدی است. آنقدر جدی که به «إِنَّالَّذِینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِیالَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِیالدُّنْیا وَالْآخِرَةِ و الاخِرة واللّه یعلَم و انتُم لا تَعلمُون» متوسل شدهاند! قضیه آنقدر شور شده که ایشان در بخشهایی از یادداشتشان نوشتهاند: «صراحتا عنوان میکنم با هر گونه جملات کذب مقابله خواهم کرد و اقدام قانونی را انجام خواهم داد. در خصوص مطالب خلاف واقع و نشر اکاذیب و ایراد افترا دادخواستی را در اولین فرصت به دادسرای مطبوعات علیه روزنامه خبر تسلیم خواهم کرد. دفاع از شرف و آبرو و حیثیت هیچ گاه تلکه گیری (اخاذی) نیست و در قاموس خانواده ما (نواب صفوی) که پدرم سالها قاضی دادگستری و هم اکنون وکیل پایه یک دادگستری است و اینجانب که به تازگی در آزمون وکالت پذیرفته شدهام و بزودی در این کسوت خدمت خواهم کرد، عقب نشینی جایز نیست.» خوشحالم که ایشان یکی از کنکوریهای موفق امسال بودهاند اما نمیدانم چرا برای شروع فعالیت در این کسوت پرونده شکایت خودشان را دست گرفتهاند؟! از آنجایی که آقای نواب صفوی قویا اعلام کردهاند با هر گونه شوخی و استفاده از «نام»شان برخورد خواهند کرد؛ فکر کنم باید بگویم من در این یادداشت خدایی ناکرده به هیچ عنوان قصد شوخی با نام شناختهشده ایشان را ندارم!
|
|
نظر(۱) |
ساعت ۱۴:۰۳
لينک |
|
|
|
|
|
© Copyright weblog 2003 |
| |