
<?xml version="1.0" ?> 
<!--  generator="ASP-Rider Ver:1.0" --> 
<rss version="0.91">
	 <channel>
	 <title>من روایت می‌کنم</title> 
	   <link>http://inarrate.info</link> 
	   <description>وب‌نوشته‌های مرضيه رياحی</description> 
	   <webMaster>marziyeh.riahi@googlemail.com</webMaster> 
	   <pubDate>3/10/2010 1:09:25 AM</pubDate><item>
	<title>
		خدا اسکار «کاترین بیگلو» را به همه زن‌های دنیا هدیه کرد
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=1268054119</link><description>&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://inarrate.info/b/Kathryn-Bigelow.jpg&quot; align=left border=1&gt;تمام بیداری‌های دیشب به دیدن اسکار تو دست‌های کاترین بیگلو می‌ارزید.&lt;BR&gt;از ساعت یک شب تا نه صبح منتظر شنیدن اسم بهترین کارگردان بودم و چه حالی بود وقتی کاترین بیگلو به عنوان نخستین زن تاریخ آکادمی، اسکار کارگردانی را گرفت. &lt;BR&gt;اما شوک بزرگ وقتی بود که اسکار بهترین فیلم هم به &lt;STRONG&gt;قفسه رنج&lt;/STRONG&gt; رسید. هیچ وقت نگاه گیج جیمز کامرون را وقتی کاترین بیگلو با دو اسکار روی سن ایستاده بود را فراموش نمی‌کنم.&lt;BR&gt;آن هم وقتی که تمام شب همه شوخی‌ها یک جورایی به &lt;STRONG&gt;آواتار&lt;/STRONG&gt; ربط داشت و کامرون با چه غروری تو صندلی پشتی بیگلو نشسته بود. &lt;BR&gt;عجب حس عجیبی بود تمام دیشب. انگار خدا اسکار «کاترین بیگلو» را به همه زن‌های دنیا هدیه کرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;-&amp;nbsp;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#cc0000 size=2&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://fa.shortfilmnews.com/shownews.asp?id=1479267154&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#993300 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;«قفسه رنج» جوایز اسکار 2010 را درو کرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#cc0000 size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description></item><item>
	<title>
		
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=1241376027</link><description>دو روزه که&lt;STRONG&gt; آواتار&lt;/STRONG&gt; را دیدم و مدام دارم از خودم می‌پرسم این فیلم جز جلوه‌های ویژه چی داشته که این قدر سر و صدا کرده؟&lt;BR&gt;داستان کارتون «پسر شجاع» چفت و بست‌اش بهتر از این بود. هیچ نکته غیرقابل پیش بینی خاصی تو&lt;STRONG&gt; آواتار&lt;/STRONG&gt; وجود نداشت. &lt;BR&gt;واقعا امیدوارم اعضای آکادمی اسکار آن‌قدر شعور داشته باشند که اسکار بهترین کارگردانی را به کاترین بیگلو بدهند نه به این آقای جیمز کامرون! </description></item><item>
	<title>
		عمیقا غمگینم!
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=1462263132</link><description>&lt;P&gt;دیروز به یک دوست گفتم که «عمیقا غمگینم!» و او خندید. شاید چون فکر می‌کرد دارم مسخره‌بازی درمی‌آورم. شاید هم مسخره بود که بعد از آن‌همه غش و ضعف‌های تلفنی باز هم گفتم که غمگینم. اما بودم، هستم.&lt;BR&gt;اصلا غم یک مقوله‌ی درونی است. که در خیلی چیزها ریشه دارد و مثل خنده این‌قدر سطحی نیست. &lt;BR&gt;غم وقتی می‌آید مدت‌ها می‌ماند، تَه‌نشین می‌شود. مثل یک لیوان چای شب مانده به دیواره‌ی چینی‌اش رنگ پس می‌دهد. اصلا مثل قندیل‌های جایخی یخچال‌های قدیمی‌ می‌ماند که هر چقدر بعد از ظهرها با کارتک پلاستیکی بتراشی، صبح دوباره سرجای‌شان هستند.&lt;BR&gt;غم مثل این دیوار گچی سفید پشت پنجره‌ است که روبروی نورگیر آپارتمان همسایه‌های کوچه پشتی باز می‌شود و حتی شیشه‌هایش هم بی‌رنگ نیست که بشود توی خانه همسایه سرک کشید.&lt;BR&gt;عمیقا غمگینم و این هیچ ربطی به خنده‌هایم ندارد...&lt;/P&gt;</description></item><item>
	<title>
		جی دی سلینجر در گذشت 
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=1890439570</link><description>http://www.khabaronline.ir/news-40419.aspx</description></item><item>
	<title>
		«بدرود بغداد» را از دست ندهید! 
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=616299872</link><description>&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://inarrate.info/a/baghdad.jpg&quot; align=left border=1&gt;بعد از هشت روز فیلم دیدن مدام، بالاخره در بیست‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر فیلمی دیدم که سر ذوقم آورد. آن‌قدر که بیایم و اینجا بنویسم &lt;STRONG&gt;بدرود بغداد&lt;/STRONG&gt; مهدی نادری را از دست ندهید.&lt;BR&gt;مهدی نادری را سال‌هاست که به واسطه فیلم‌های کوتاه و مستندش می‌شناسم. توقع داشتم که نخستین فیلم بلندش تجربه خوبی باشد اما آن فیلمی که دیشب دیدم خیلی فراتر از این حرف‌ها بود. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بدرود بغداد&lt;/STRONG&gt; خود سینماست. دیالوگ‌نویسی‌اش بی‌نظیر است. بازی‌های مزدک میرعابدینی، پانته‌آ بهرام و مصطفا زمانی واقعا دلچسب است. نماهای بسته و دوربین روی دست تورج اصلانی عالی از کار درآمده. فیلم ریتم خیلی خوبی دارد، تدوین‌اش حساب شده‌ است و چقدر به جا از موسیقی و افکت استفاده می‌کند. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;بدرود بغداد&lt;/STRONG&gt; به نظرم یک اتفاق تازه در سینمای ایران است که باید جدی‌اش گرفت. &lt;/P&gt;</description></item><item>
	<title>
		
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=2026126194</link><description>&lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1482359&amp;amp;Lang=P&quot;&gt;این گزارش &lt;/A&gt;را بخوانید و محض رضای خدا نروید&lt;STRONG&gt; زم هریر&lt;/STRONG&gt; را ببینید!</description></item><item>
	<title>
		بیایید خودمان را درگیر Deadline نکنیم!
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=1623792304</link><description>&lt;P&gt;امروز من 29 ساله و این وبلاگ 3 ساله می‌شود. سن عجیبی است 29 سالگی. می‌گویند جوانی 10 سال میانه‌ی 19 تا 29 سالگی است. با این حساب از امروز یک سال تا پایان جوانی مهلت دارم. اما من اصلا از این Deadline ها خوشم نمی‌آید!&lt;BR&gt;این Deadline ها جلوی زندگی را می‌گیرند. مدام حد و مرز تعریف می‌کنند. مثل Deadline های جشنواره‌ها. تا آخر ژانویه، تا 15 فوریه، تا اول آوریل یا اصلا تا همین 30 اسفندماه 1387 خودمان.&lt;BR&gt;این تاریخ را به یاد دارم چون آخرین مهلت یا همان Deadline شرکت در نخستین جشنواره مطبوعات سینمایی بود. جشنواره‌ای که جوایزش 28 دی‌ماه 1388در سومین شب منتقدان اهدا شد. &lt;BR&gt;احساس می‌کنم من و داوران جشنواره مطبوعات سینمایی خیلی اتفاق نظر داریم؛ چون همگی از Deadline خوش‌مان نمی‌آید و هیچ خودمان را پایبندش نمی‌کنیم!&lt;BR&gt;من تصمیم گرفته‌ام که اصلا به روی خودم نیاورم که 29 ساله شده‌ام و آنها هم تصمیم گرفته بودند که جایزه بهترین سایت سینمایی نخستین جشنواره مطبوعات سینمایی را به سایت &lt;STRONG&gt;28 روزه&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://www.cinscreen.com/&quot;&gt;«پرده سینما»&lt;/A&gt; به مدیریت غلامعباس فاضلی اهدا کنند.&lt;BR&gt;اصلا چه اهمیت دارد که سایت &lt;A href=&quot;http://www.cinscreen.com/&quot;&gt;«پرده سینما»&lt;/A&gt; اول دی‌ماه 1388یعنی دقیقا 10 ماه پس از پایان فراخوان جشنواره تازه فعالیتش را آغاز کرده بود؟! &lt;BR&gt;کسی اهمیت می‌دهد که بر طبق &lt;A href=&quot;http://isfcw.ir/index.aspx?siteid=1&amp;amp;pageid=146&quot;&gt;آئین‌نامه شرکت در جشنواره &lt;/A&gt;مطبوعات سینمایی آثاری امکان شرکت در این جشنواره را داشتند که متعلق به اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی باشند؟!&lt;BR&gt;واقعا چه اهمیتی دارد که آقای غلامعباس فاضلی بر طبق &lt;A href=&quot;http://anjomanmontaghedan.persianblog.ir/post/183/&quot;&gt;لیست منتشر شده &lt;/A&gt;اعضای انجمن منتقدان، عضو صنف نبوده و یا نیستند؟!&lt;BR&gt;اوه! خانم‌ها، آقایان در آستانه 29 سالگی من، 28 سالگی جشنواره فیلم فجر و 3 سالگی این وبلاگ؛ بیایید خودمان را درگیر Deadline نکنیم!&lt;/P&gt;</description></item><item>
	<title>
		نياز غيرضروری سينمای ما
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=744203178</link><description>http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100865298583</description></item><item>
	<title>
		مرجان ریاحی در جمع داوران جشنواره «وزول» فرانسه 
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=1361329389</link><description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.shortfilmnews.com/images/pics/vesoul-marjanriahi-b_-421684693.jpg&quot; align=left border=1&gt;مرجان ریاحی برای داوری شانزدهمین جشنواره فیلم‌های آسیایی «وزول» به فرانسه می‌رود. &lt;BR&gt;مرجان ریاحی مدیر &lt;A href=&quot;http://www.shortfilmnews.com&quot;&gt;«پایگاه خبری فیلم کوتاه»&lt;/A&gt; به عنوان یکی از اعضای هیات داوران بنیاد توسعه سینمای آسیا «نتپک» در شانزدهمین جشنواره فیلم‌های آسیایی «وزول» فرانسه حاضر می‌شود.&lt;BR&gt;امسال علاوه بر حضور فیلم‌هایی از تایوان، چین، هند، ویتنام، فیلیپین، ترکیه، ترکمنستان و قزاقستان؛ سه فیلم ایرانی در جشنواره‌ حضور دارند.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;موشک کاغذی&lt;/STRONG&gt; به کارگردانی‌ فرهاد مهران‌فر، &lt;STRONG&gt;داستان مرزی&lt;/STRONG&gt; ساخته بابک جلالی و مستند &lt;STRONG&gt;هفت زن &lt;/STRONG&gt;اثر سارا رستگار فیلم‌های ایرانی راه‌یافته به این دوره جشنواره هستند. &lt;BR&gt;شانزدهمین جشنواره فیلم‌های آسیایی «وزول» 26 ژانویه تا 2 فوریه در شهر وزول فرانسه برگزار می‌شود. </description></item><item>
	<title>
		
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=-1616119614</link><description>دارم می‌دوم. بدون اینکه بدونم می‌خوام به کجا برسم. تنها چیزی که می‌دونم اینه که می‌خوام برم. دارم تقلا می‌کنم که از میان این دویدن‌ها به یک جایی برسم. یک جایی جز اینجا. جایی که هیچ آشنایی نباشه...</description></item><item>
	<title>
		این روزها می‌گذرد اما...
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=572525146</link><description>&lt;P&gt;کم‌کم این دور و برها همه چیز رنگ محرم می‌گیرد. اولین قیمه نذری اما عطر و بوی قیمه‌های پارسال را نداشت. نمی‌دانم شاید یکم دارچین یا یک نموره فلفل اوضاع را بهتر می‌کرد. اما هر چه که بود آن قیمه‌ی نذری هر سال نبود. &lt;BR&gt;دختر همسایه هم در ظرف یک‌بار مصرف آش رشته آورد. پر رشته و بی‌نعناع داغ. چقدر بدم می‌آید از این ظرف‌های یک بار مصرف. دلتنگ همان کاسه‌های چینی گل‌سرخی لب‌پَرم که وقتی از سینی تعارفی همسایه برمی‌داشتی دست را می‌سوزاند و حس نذری می‌داد و هیچ شبیه این ظرف‌های یک‌بار مصرف نبود که قاشق اول نه قاشق دوم به غذا بوی پلاستیک می‌دهند. &lt;BR&gt;گیج و گنگم این روزها. بارها تا این حوالی آمده‌ام که به بهانه‌ای چند خطی بنویسم و نشده. یا نشده یا جلوی خودم را گرفته‌ام که ننویسم چقدر دلگیرم از خیلی‌ها. این روزها می‌گذرد اما و من تصمیم گرفته‌ام بیشتر از قبل ساکت باشم. هیچ نگویم لام تا کام و بگذارم که بگذرد. &lt;/P&gt;</description></item><item>
	<title>
		
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=1024174363</link><description>خسته‌ی خسته؛ دیروز از مزخرف‌ترین سفر زندگیم برگشتم...</description></item><item>
	<title>
		
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=475407588</link><description>سه ساعت دیگه برای جشنواره «رویش» دارم می‌رم مشهد اما نمی‌دانم چرا دلم با این سفر نیست...</description></item><item>
	<title>
		برای یادگاری
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=-152085264</link><description>&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.inarrate.info/a/marjan-riahi-india.jpg&quot; align=middle border=1&gt;&lt;BR&gt;از سمت چپ نفر دوم «مرجان ریاحی» است با جایزه فیل نقره‌ای بهترین فیلم کوتاه شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان «فیل طلایی» برای انیمیشن &lt;STRONG&gt;دلم برای لایه اوزون می‌سوزد :)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description></item><item>
	<title>
		من پشیمان نیستم 
	</title>
	<link>
		http://inarrate.info?id=80217214</link><description>&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.inarrate.info/a/nasim.jpg&quot; align=left border=1&gt;قبلا چند بار در این وبلاگ نوشته بودم که اهل رسانه مکتوب نیستم. حضور که نه، زندگی پنج ساله‌ام در &lt;A href=&quot;http://www.shortfilmnews.com&quot;&gt;«پایگاه خبری فیلم کوتاه»&lt;/A&gt; آن‌قدر درگیر فضای مجازیم کرده بود که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی مسئولیت کار مکتوبی را برعهده بگیرم!&lt;BR&gt;نمی‌دانم اتفاق بود یا یک جور محک زدن خودم در فضایی دیگر که از اواسط ماه گذشته مسئولیت بخش «فرهنگ» ماهنامه &lt;A href=&quot;http://www.nasimeharaz.com/&quot;&gt;«نسیم»&lt;/A&gt; را برعهده گرفتم که از اول آذرماه روی دکه است.&lt;BR&gt;ماه گذشته، ماه عجیبی بود. در این یک ماه تازه با قواعد مطبوعات کشور آشنا شدم و این برای منی که در این سال‌ها همیشه گوشه‌ی دنج سینمای مستند و فیلم کوتاه بودم؛ اتفاق تازه‌ای بود.&lt;BR&gt;تازه بود از این جهت که نمی‌دانستم برای حضور در این فضا گاهی باید جنگید و زیر پای دیگران را خالی کرد که من اهلش نبوده و نیستم. &lt;BR&gt;همه‌ی اتفاقات این یک ماه باعث شد که سعی کنم محکم روی پاهای خودم بایستم. حالا که این 28 صفحه را ورق می‌زنم، حس خوبی دارم. &lt;BR&gt;خیلی کارهای دیگر هم بود که می‌خواستم انجام بدهم اما چون اهل قواعد این‌روزهای مطبوعات نبودم، نشد و من پشیمان نیستم...&lt;/P&gt;</description></item></channel></rss>